صباصبا، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 9 روز سن داره

روزهاي ما

روزهاي من

خيلي وقته كه مي خوام از روزهاي با تو بودن بنويسم ولي نمي دونم چرا اين اتفاق از روز به دنيا اومدنت نيفتاده.به هر حال مادرت تصميم داره از تو و زندگي مون بنويسه. انگار همين ديروز ١٧ دي ٨٩ بود كه تو ٧ صبح روز جمعه همه رو غافلگير كردي و اومدي. چه روزها و شبهايي كه به من و بابا نگذشت تا تو تونستي روي پات وايسي و واسه دل كوچيكت نقاشي بكشي. انگار همين ديروز بود كه استرس واكسن تو رو داشتم. انگار همين ديروز ٢ ماه و نيمه گيت شد و دوباره راهي بيمارستان شدي. انگار همين ديروز بود كه توي مطب دكترت منتظر بودم توي ويزيت ١٠ ماهگيت به من بگه كه سرما نخوردي و اين بار لازم نيست بستري بشي. همون روز بغضي گلوم رو فشار مي داد و منتظر بودم تا دكترت ازم بپرسه چر...
8 ارديبهشت 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به روزهاي ما می باشد